تبليغاتX
شرق سخن

از مجموعه " انسان و اندیشه "

فلسفه حوزه‌اي از دانش بشري است كه به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسيار كلي و جايگاه انسان در آن مي‌پردازد؛ مثلاً اين كه آيا جهان و تركيب و فرآيندهاي آن به طور كامل مادي است؟ آيا به وجود آمدن يا به وجود آوردن جهان داراي هدف است؟ آيا ما مي‌توانيم پاسخ قطعي بعضي چيزها را بيابيم؟ آيا ما آزاد هستيم؟ آيا ارزشهاي مطلقي وجود دارند؟ تفاوت اصلي فلسفه يا علم در اين است كه پاسخهاي فلسفي را نمي‌توان با تجربه يا آزمايش تاييد كرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن محمدپور در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 11:44 |
از مجموعه "بادیه نشینی"

. . . . . .

ما را به رخت و چوب شبـاني فريفته است

این گرگ سالهاست که با گله آشناست

. . . . . . .

+ نوشته شده توسط حسن محمدپور در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 8:43 |
از مجموعه " بادیه نشینی "
 
اي مرغ سحر! چو اين شب تار
بگذاشت ز سر سياهكاري،
وز نفحه ي روح بخش اسحار
رفت از سر خفتگان خماري،
بگشود گره ز زلف زرتار
محبوبه ي نيلگون عماري،
يزدان به كمال شد پديدار
و اهريمن زشتخو حصاري ،
ياد آر ز شمع مرده ياد آر!


اي مونس يوسف اندرين بند!
تعبير عيان چو شد ترا خواب،
دل پر ز شعف، لب از شكرخند
محسود عدو، به كام اصحاب ،
رفتي برِ يار و خويش و پيوند
آزادتر از نسيم و مهتاب،
زان كو همه شام با تو يكچند
در آرزوي وصال احباب ،
اختر به سحر شمرده ياد آر!


چون باغ شود دوباره خرّم
اي بلبل مستمند مسكين!
وز سنبل و سوري و سپرغم
آفاق، نگار خانه ي چين،
گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم
تو داده ز كف زمام تمكين
ز آن نوگل پيشرس كه در غم
ناداده به نار شوق تسكين،
از سردي دي فسرده، ياد آر!


اي همره تيهِ پور عمران
بگذشت چو اين سنين معدود،
و آن شاهد نغز بزم عرفان
بنمود چو وعدِ خويش مشهود،
وز مذبح زر چو شد به كيوان
هر صبح شميم عنبر و عود،
زان كو به گناهِ قوم نادان
در حسرت روي ارض موعود،
بر باديه جان سپرده ، ياد آر!
چون گشت ز نو زمانه آباد
اي كودك دوره ي طلائي!
وز طاعت بندگان خود شاد
بگرفت ز سر خدا ، خدائي ،
نه رسم ارم ، نه اسم شدّاد،
گِل بست زبان ژاژخائي ،
زان كس كه ز نوك تيغ جلاد
مأخوذ به جرم حق ستائي
پيمانه ي وصل خورده ياد آر!
+ نوشته شده توسط حسن محمدپور در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 و ساعت 12:12 |
    آتن ، ای شهر خدايان ، بر كرانه های تو ايستاده ام به نِظاره .

    ای گنجينه تاريخ ، به بلندای شهر تو مينگرم و به قامت مردانت .

    و برفراز صخره ای به بادبانهای كشتيهايت چَشم دوخته ام .

    آتن ، ای برافراشته به صناعت خدايان 

    به تو مينگرم ای اسطوره ابدی و به مردمانی كلاهخود بر سر و قلم به دست .

   به تو مينگرم و دلتنگم از هجرت خدايانت از زمين .

   ای كاش آهن به كوره های آهنگران سرزمينت راه نمی يافت

   و ای کاش راه آسمان بر مردمان تو بسته نميشد .

   آتن ، ای سرزمين مقدس ، ای خاستگاه قهرمانان 

    خاكت را سرند كن و استخوانهای مردگانت را به كارگاه خدايان بسپار 

    تا دگر باره  آنان را به هيبت آدميان بسرشتند . 

   آتن ، ای شهر خدايان ، خود را دِگر باره بيارای 

    زوّار تو در راهند ، آنگاه كه به سفاين خويش از راههای دور به زمين پای گذارند

     و به زيارت ستونهای برافراشته آكروپوليس در پای صخره های تو بايستند . 

+ نوشته شده توسط حسن محمدپور در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 8:35 |
 من نوشتن را خیلی دوست دارم ، اين فن شريف با تمام هنرهایی كه با آدمی زاده شده و يا به بيان ديگر آدمی به آنها مزين شده است فرق دارد .

موسيقی هنر والائی است، اين هنر اصيل ترين و خالص ترين هنرعالم است ، هنرهای تجسمی با تاثير فوق العاده اشان در زندگی امروزه و لذتی مدام و فراديد ، بسيار ارزشمند هستند.

     اما نوشتن ارزش خاص و ويژه ای دارد ، اين هنر سرنوشتی شبيه به خود آدم دارد ، همانطور كه آدم به سبب عقلی كه منحصراً در اختيار او قرار داده شده و  به خاطر مسئوليتی كه از روز ازل به دوشش گذاشته شده است با بقيه موجودات عالم فرق دارد ، نوشتن هم از بقيه هنرها متمايز ميشود ، تاثير و لذت معنوی ناشی از اين هنر به يك لحظه و دقايقی گذرا محدود نميشود ، يك نوشته در زمان جاری ميشود ، يك ايده و يك انديشه را به بار می آورد ، انديشه ای كه ديدگاه انسانها را می سازد . يك نوشته مثل يك موج حركت ميكند و مثل يك واقعه دنيا را تغيير ميدهد . يك نوشته علاوه بر زيبايی و خصوصيات هنری ، د ر حد خودش و به تناوب دارای مغز و محتواست ، از اين نظر  تنها هنرهای نمايشی به اين هنر نزديك  و البته منبعث از آن است . 

     من نوشتن را خيلی دوست دارم ، نميخواهم بگويم من يك نويسنده هستم ، نه ابداً چنين ادعايی ندارم ، خيلی پيش از اينها ، وقتی كه  بچه بودم شروع كردم به نوشتن داستان ، البته داستانهايی كه ملغمه ای بود از قصه های زيادی كه خوانده بودم .  از قصه های هانس كريستين اندرسن گرفته تا قصه های  فولكلوريك  ملل مختلف . با اين حال مدت زيادی از نوشتن فاصله گرفتم و سرگرميهای ديگری پيدا كردم ، از ورزش كشتی  گرفته تا كوه نوردی ، شنا ... و البته انواع متفاوت تری مثل جمع كردن تمبر ، سكه های قديمی ،  عكاسی با دوربين هايی كه امروزه فقط  در موزه ها  پيدا ميشود  و رفتن به سينما و غيره و غيره .

    اما اين روزها ميل مزمن نوشتن دوباره به سراغ من آمده و مدتیست كه به من نهيب ميزند : شروع كن ، بنويس ، از تمام چيزهايی كه توی مغزت جولان ميدهد  بنويس ، از تمام افكار و ايده هايی  كه به تو هديه داده ميشود  بنويس . از تجربه هايت بنويس ، از ديدگاهت به سرنوشت غريب آدمها  بنويس و از بازی سرنوشت بنويس .

    انسان سرگذشت عجيبی دارد  چون زندگی ماجراهای زيادی را به آدم تحميل ميكند ، انگاری يك نيرويی‌ مدام تلاش ميكند  ما  را از خودمان دور كند ، از اصل وجودمان ، از آن چيزی كه در وجودمان به وديعه گذاشته شده است ، از مسئوليتی كه  فطرتاً و نا خواسته از روز ازل پذيرفته ايم . و اين جنين است كه ما در رودخانه زندگی غوطه ور ميشويم و ميرويم و ميرويم تا شايد روزی دوباره به ساحلی كه برايمان آشناست برگرديم و بعد از مدتها و ماجراها به خودمان بياييم كه " ای داد ، چه روزهايی را از دست دادم ، چه اشتباهات بزرگی مرتكب شدم و چه قدر ضرر كردم ."

        فكر ميكردم اولين نوشته هايم به موضوعات لطيف چون عشق آدميزاد  به  كمال و حقيقت اختصاص پيدا كند ، به نوشته های انسان بزرگی مثل سنت اگزوپری نزديك بشود و يا به پيروی از افكار مردان شايسته ای مثل اسپينوزا و يا سورن كی یركه گارد  بنويسم  و  اسمهای لطيفی مثل  " سرنوشت آدم "  و يا   " بالهای بسته يك فرشته "  برای نوشته هايم انتخاب كنم ، فكر ميكردم به سبك كلاسيك و يا رمانتيسم شروع به نوشتن كنم ، دوست داشتن ، شجاعت و بخشش  را به آدمها  گوشزد  كنم و دنيايی متفاوت از اين سياهی كه در آن اسير شده ايم به تصوير بكشم . اما افسوس كه نشد ، امروز وجودم آنقدر تيره و تار شده است كه موضوع متفاوتی را برای نوشتن انتخاب كرده ام ، ميخواهم از بديها و از سياهيها ، از خيانت ، از دروغ ، از ترس و از فروش آدمها به كمترين بها بنويسم  .                  

    بزودی بر اساس تجربه تلخ اخيرم طرح داستانی كوتاه  به نام " بد سگالرا آماده و  شروع به نوشتن ميكنم .

+ نوشته شده توسط حسن محمدپور در شنبه بیستم تیر 1388 و ساعت 13:35 |
 سياست و باز هم سياست .

      اين روزها كه كوچه و خيابانها پر از سياسته برای هم سن و سالهای من  يادآور خيلی خاطره هاست ،خاطره های سال ۵۷ .

     اون موقع ها من تازه  وارد دبيرستان شده بودم  كه صدای سياست تو تمام  شهرمون پيچيد ، من و تمام جوانهای  هم سن و سال من حرفهايی ميشنيديم كه  برامون تازگی داشت : عدالت ، آزادی ، استقلال و كنارش پول نفت، خيلی هيجان انگيز بود ، تقريباً همه مردم عليرغم توصيه های آدمهای سرد و گرم ديده روزگار با انقلاب همراه شده و بدون اطلاع از مقصد نهايی سوار قطار سياست شدند ، چه قدر راهپيمايی كرديم ،شعار داديم و چه قدر سربه سر سربازها و پاسبانها گذاشتيم ، سنگ پرت كرديم ، دويديم و فرار كرديم تا انقلاب پيروز شد. ( البته بعداً شنيدم همان موقع ها عده ای كه  آرام و يواشكی از كنار ما رد ميشدند با مهارت منافع اقتصاديشون رو پايه ريزی كردند و به قول بعضی ها خودشون رو بستند )

      قطار سياست كه ما مسافرش بوديم از ايستگاه روزها و ماهها گذر ميكرد و من و خيلی ها هنوز نميدونستيم مقصد  كجاست ، من با اين قطار از حوادث روزهای قبل از پيروزی انقلاب جان سالم بدر بردم .

     بعد از بهمن ۵۷ كه شكل اتفاقات عوض شد انقلابی بودن ما هم شكلش عوض شد ، شور و هيجان ما ادامه داشت و تازه به مرحله بحث و مناظره انقلابی رسيده بود، يادم ميياد برای اينكه توی بحث كم نياريم چقدر كتاب ميخونديم و چه قدر از ايسم ها و مكاتب مختلف سياسی پرس و جو ميكرديم ، حالا ديگه رو در روی يه عده از انقلابيون ديگه ايستاده بوديم كه حرفهای ايدئولوژيك به سبك خارجی ميزدند اداء اطوار مدرن درميآوردند و با ما درگير ميشدند تا اينكه آخرش شكست خوردند و فرار كردند.( بعدها باز شنيدم كه وسط اين معركه باز عده ای ديگر يواشكی منافع اقتصاديشون رو پايه ريزی كردند و خودشون رو بستند). 

      قطار سياست كه ما سوارش بوديم اين بار به مقصد جبهه ها حركت كرد و من و عده ای از هم سن و سالها به جنگ صدام رفتيم ، سالهای جنگ هم تمام شد و قطار ما هنوز در حال حركت بود و باز بعدها شنيدم كه عده بيشتری كه خيلی هاشون از جبهه برگشته بودند يواشكی بدون اينكه همه بفهمند منافع اقتصاديشون رو پايه ريزی كردند ، البته اين بار ذهن مردم بازتر شده بود و خيلی ها فهميدند كه مقصد قطار سياستی كه ما سوارش بوديم كجاست اما بعضی ها از جمله خود من  نميتونستيم باور كنيم كه چه اتفاقی افتاده و همچنان مسافر قطار سياست باقی مونديم تا به اين جا رسيديم كه لازم به شرح و تفصيل نداره . 

    

+ نوشته شده توسط حسن محمدپور در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 15:59 |
 

Word of mouth is excellent small business advertising – but it’s slow, and may be practically non-existent for new businesses. If you want to grow your customer base more quickly, you have to advertise.

This collection of small business advertising ideas presents both the tried and true and advertising ideas you may not have tried yet – advertising ideas for your small business to effectively reach your target market and attract new customers.

Tried and True Small Business Advertising Ideas

1. The Yellow Pages.

There’s still a lot of people who use the yellow pages to find the businesses they’re looking for – and they won’t find you if your small business isn’t listed there. Get the biggest yellow page ad you can afford; the more visibility the better.

2. Newspaper advertising.

Besides box ads and advertising inserts, local newspapers also often offer special advertising features showcasing particular businesses – all powerful small business advertising opportunities. Don’t overlook special interest newspapers as an advertising idea if they exist in your area. They may be delivered to exactly the audience you want to reach.

3. Direct mail.

Direct mail can be very effective small business advertising – and is much more favourably received than other direct marketing media, such as email or telemarketing. And even if you don’t have a mailing list, you can still geographically target your mail.

4. Magazine advertising.

This advertising idea can be a very effective way of reaching a target market. The trick is to choose the magazines or e-zines that best match the market you’re targeting.

5. Business cards.

Sure, they’re advertising. Every time you hand one out to a prospective client or customer, you’re advertising your small business. But why not take this advertising idea further and Make Your Business Card a Marketing Vehicle?

6. Joining professional/business organizations.

Every professional or business organization offers exclusive advertising opportunities for their members, ranging from free promotion on the organization’s website through special section newspaper advertising. And being a member can be good small business advertising in itself.

7. Vehicle advertising.

The reason you see so many vehicles emblazoned with advertising is that it works; vehicle advertising is very visible small business advertising. If you’re not ready for custom graphics or a magnet quad sign that sit atop your vehicle, go for a magnetic sign that you can take off when you want.

Advertising Ideas You May Not Have Tried Yet

8. Sending promos with invoices.

Little advertising ideas can be powerful, too. If you’re sending out an invoice, why not take the opportunity to include some small business advertising? To draw new customers, try something such as a “bring-a-friend” promotion.

9. Cable TV advertising.

So you can’t afford to advertise your business during the Super Bowl. That doesn’t mean you have to miss out on the household reach of TV. Cable TV companies offer advertising ideas within the budget of small businesses, from advertising on the TV Guide Listings or Real Estate channels through running infomercials.

There are more small business advertising ideas you may not have tried yet on the next page. Click to continue reading.

What other small business advertising could you use to get the word out about your products and/or services and grow your customer base more quickly? What about these seven advertising ideas?

10. Radio advertising.

Another advertising idea you may not have thought of is radio advertising. Running ads on a local radio station can be both effective and relatively inexpensive.

11. Bench/bus stop advertising.

Looking to reach a mass audience? Then transit advertising may be the best advertising idea for you. Contact your local transit company for information on bench, bus and shelter advertising possibilities.

12. Local website advertising.

More people are spending more time online than ever before. Cover all your small business advertising bases by ensuring that your business is listed on websites providing business information for your local area. Many municipalities, for instance, offer business listings on their sites.

13. Trade show participation.

One of the main reasons to participate in trade shows is to be seen and get known. While participating in big trade shows can be quite expensive, there are a lot of smaller opportunities that may work well for your business, from trade shows put on by local business associations through trade shows focused on particular industries. See Trade Show Marketing for how to make the most of your trade show experience.

14. Email advertising.

If you already have an in-house mailing list or are able to develop one, email advertising can work for you. I see this advertising idea as more of a way to communicate with current customers than to bring in new ones because of the ever-growing hostility to spam.

15. Community involvement.

Visible, tangible involvement with your community is more than good PR; it’s also very effective small business advertising. So choose a charitable event or community association to get involved with and let yourself be seen as a business that cares.

16. Cross-promotion.

Joining forces with other businesses can greatly increase your advertising power and your marketing reach. Kare Anderson explains how this advertising idea works and how to jump-start your cross-promotion efforts in Attract More Customers through Cross-Promotion.

 ۱۷.eBay listings.

eBay can be a fast and inexpensive way to make your potential customers aware of your products. When you list an item for auction, you’re also advertising your business to whoever views the listing. Get started selling successfully on eBay with 7 Tips for Selling on eBay.

Will all of these seventeen advertising ideas work for your small business? No! But by choosing several of these advertising ideas and focusing on them, you’ll be able to grow your customer base much more quickly than you would by relying on word-of-mouth alone. Like any kind of marketing you do, of course, your small business advertising will be most effective if you plan your advertising campaign and track your results.

+ نوشته شده توسط حسن محمدپور در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 9:49 |
واژۀ تبلیغات تا اوایل قرن بیستم استفادۀ گسترده ای نداشت . اما از آن هنگام برای تشریح تاکتیک های اقناع که در جنگ جهانی اول و پس از آن توسط رژیم های توتالیتر به کار می رفت ، مورد استفاده قرار گرفت . پروپاگاند در ابتدا نشر عقاید و افکار تعصب آمیز ، اغلب از طریق دروغ و فریبکاری ، معنا شد . معنای کلمۀ پروپاگاند امروزه به " تلقین " یا نفوذ جمعی از طریق دستکاری نمادها و روانشناسی فرد تکامل یافته است . پروپاگاند انتقال نقطه نظری با هدف نهایی پذیرش " داوطلبانه " دریافت کننده است ، به طوری که شخص آن نظر را از آن خویش تلقی کند .

   تصاویری که ما در ذهن خود شکل می دهیم ، پس از پذیرفتن ، به منزلۀ پندارهایی که افکار و اعمال ما را هدایت می کنند به کار می آیند . این تصاویر نقش تئوری های اجتماعی خام و اولیه ای را پیدا می کنند که " حقایق " مسائل را در اختیار می گذارند ، مبرم ترین موضوعات را تعیین می کنند ، و نحوۀ تفکر ما را دربارۀ دنیای اجتماعی مشخص می سازند . برنارد کوهن می گوید : " رسانه های جمعی شاید اکثر اوقات در تعیین آنچه مردم فکر می کنند موفق نباشند ، لیکن به نحوی حیرت انگیز در تعیین آنچه که خوانندگان دربارۀ آن فکر می کنند موفق اند  ... جهان در نظر افراد مختلف ، گوناگون خواهد بود البته بسته ... به تصویری که توسط نویسندگان ، ویراستاران و روزنامه های آنان برایشان ترسیم می شود . "

   الگوهای ساخته شده در رسانه های همگانی به دو دلیل اساسی موثرند . اولا ، رفتارهای نو را می آموزند . یک عامل مهم که باعث می شود ما چون الگوی رسانه ای خویش عمل کنیم این است که باور کنیم از امتیازی که الگو بخاطر رفتاری معین برخوردار می شود ، ما نیز بهره مند خواهیم شد . به همین دلیل است که تبلیغاتچی ها اغلب از الگوهایی " درست مثل ما " استفاده می کنند ، و آنان را در وضعیت های آشنا نظیر خانه ، کار ، مدرسه ، ... قرار می دهند . این مطلب ما را به دومین علت اقناع کننده بودن الگوهای رسانه های همگانی می رساند . آنان به عنوان نشانه ای حاکی از حقانیت و صحت رفتارهای معین عمل می کنند . تماشای یک زن خانه دار که مشغول شستن کف آشپزخانه است ما را اقناع می کند که این شیوۀ زندگی مناسبی برای زن و نه الزاما برای مرد است . جریان مداوم الگوهای ساخته شده توسط رسانه های همگانی می تواند درک ما را از خوب و بد جهان شکل دهد یا عوض کند . حاصل بسیاری از پژوهش ها نشان می دهد که یک الگو هنگامی حداکثر تاثیر را دارد که از لحاظ احترام ، قدرت و مقام در مرتبۀ بالا قرار داشته باشد ، به خاطر رفتاری که می آموزد پاداش گرفته باشد ، اطلاعات مفیدی دربارۀ نحوۀ رفتار بدهد ، و شخصا جذاب و در مقابله با مسائل زندگی با کفایت باشد . به بیانی دیگر ، الگو مرجعی معتبر و جذاب است .

   به طور کلی هرچه منبع پیام معتبرتر،جذابتر ، یا حرفه ای تر باشد ، پیام موثرتر است . همچنین چنانچه در مسیر جانبی – برخلاف مسیر مرکزی – اقنلع شدن قرار داشته باشیم ، احتمال بیشتری دارد که از وبژگیهای ظاهری منبع برای هدایت عقاید خویش استفاده کنیم . هدایت کننده های دیگری نیز برای اقناع وجود دارد که بخشی از آنها به پیام و نحوۀ ارائۀ آن مربوط می شود . به عنوان مثال ، هنگامی که مردم به دقت به تفکر دربارۀ موضوعی نپردازند ، پیام های طولانی – صرف نظر از آن که حاوی استدلال های قوی یا ضعیف باشند – اقناع کننده ترند .  شیوۀ دیگری از اقناع کردن که بسیار به کار می رود ، آمیختن سخنان به نمادها و اصطلاحات کلیدی " مناسب " به عنوان ابزاری جهت اطلاع مخاطب از ارزش و پذیرفتنی بودن پیام است . سیاست مداران اغلب با پرچم یا یاد خدا ظاهر می شوند تا چنین بنمایند که : " موضع من میهن پرستانه و مذهبی است ، پس ارزش پذیرفتن را دارد ".

    پژوهش ها دربارۀ اقناع شدن نشان داده است که اقناع خودانگیخته – اعم از آن که در یک بحث گروهی انجام شود ، یا توسط شخصی که نقش مخالف را ایفا می کند به آن دامن زده شود ، یا با درخواست از شخص برای تصور انجام یک رشته اعمال شکل گیرد – یکی از موثرترین شیوه های شناخته شدۀ اقناع است . یکی از گونه های خوداقناعی " خویش پنداری" نامیده می شود . نتایج مربوط به تبلیغات فروش یک تلویزیون کابلی نشان داده که  5/19 %  از کسانی که تنها اطلاعات دربارۀ تلویزیون کابلی در اختیارشان گذاشته شد مشترک شدند ، در حالی که رقم بزرگ  4/47 % از کسانی که از آنها  خواسته شده بود تا لحظه ای پیش خود مجسم کنند که تلویزیون کابلی چه سرگرمی های گسترده تری در اختیارشان خواهد گذاشت ، مشترک آن شده بودند .

+ نوشته شده توسط حسن محمدپور در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 15:26 |

  بنا بر  اساطیر یونان باستان: روزگاری بود كه خدايان و نيمه خدايان به زمين می آمدند و با انسانها در می آميختند .جوری که آدمهای آن روزگار با ما خيلی فرق داشتند .

شجاعت، قدرت بدنی زياد ، صراحت لهجه ، عشق ورزی ، زيباييهای افسانه ای ، عدالت خواهی و غيره  ويژگيهای برجسته ای بود كه از خدايان به آنها منتقل شده بود .

 در واقع آدمهای آن روزگار دست پرورده خدايان بودند . متاسفانه اين وضعيت افسانه ای با كشف آهن به پايان رسيد. به نظر مي آيد خدايان از پيدا شدن اين فلز در روی زمين آزرده خاطر شدند ، شايد هم دور انديشی كردند و محترمانه پی كار خودشان رفتند .

به هر حال در روزگار آهن و فولاد از اسطوره و قهرمان خبری نيست ، حالا ديگر ما آدمها چاره ای نداريم جز اينكه بدون كمك خدايان و قهرمانان گليم خودمان رو از آب بيرون بكشيم .

بنا براين بايد در نظر داشته باشيم ، مشاهير اين روزگار قهرمان نيستند و با قهرمان و قهرمان بازی هم ميانه ای ندارند ، آنها قطعه ای از ماشين اين روزگار آهنی هستند كه خيلی زود برای تنوع با يك قطعه يدكی ديگر عوض ميشوند تا اين ماشين چيزی كم نداشته باشد .

+ نوشته شده توسط حسن محمدپور در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:4 |

     واژه استاد در فرهنگ ما ایرانیان معنایی گسترده تر از کسی دارد که به کار آموزش علم مشغول است . استاد در نزد ما ایرانیان علاوه بر آموزش علم به کار تربیت نیزمشغول است.

     هر چند که مدت زمان زیادی نیست که من توفیق حضور در کلاس استاد گیویان را پیدا نموده ام ٬ در روشنای حضور ایشان موفق شده ام چند ورق درس بیاموزم. امیدوارم این ابتدای شاگردی من در کلاس ایشان باشد .   

زبانی كه همه با آن صحبت ميكنند .

 

  كار ويژه زبان بدن در طی برخوردهای روزانه.

 در تماس با ديگران هميشه با آنها ارتباط برقرار ميكنيم ،اين ارتباط با استفاده از كلمات، لحن صدا - زبان محاوره - و يا بدون آن توسط زبان غير كلامی و غير شفاهی- ارتباط غير كلامی- روی ميدهد.

ژست و حركات ما ، محل ما در فضا ، استفاده از زمان و لحن صدا به هنگام سخن گفتن تماما قسمتی از ارتباطات غير شفاهی هستند.

 

ما هميشه از زبان بدن استفاده ميكنيم !

براي مثال نگاه كردن به هنگام صحبت با كسی  با نگاه نكردن به او كاملا معانی متفاوتی دارد. حتی حضور ذهن كامل در يك جلسه پيامی برای ديگران ارسال ميكند .

در برخورد ما با ديگران غير ممكن است ارتباطي برقرار نشود. چندين محقق تخمين زده اند " حداقل 70/0 ارتباطات ما از طريق زبان بدن و لحن صدا روی ميدهد".

اين نسبت حتی تا 93/0 درصد هم ميرسد و فقط 7/0 برای زبان شفاهی ميماند .

 

حالات بيانی دست

 

 

 

 

دست و قسمتهایش جالبترين عضو بدن است ، حتی وقتی كه دستها ثابت هستند و يا به طرز گول زننده ای يكی ديگری را ثابت نگه داشته معنی و مفهوم دارند .

 

باز شدن دستها

·      دستها هوشمندانه باز و بسته ميشوند و بدون استفاده از اعضای ديگر بدن ما را بزرگ و كوچك جلوه ميدهند .

·      دستها در هر دو حالت ابراز دوستی و يا ارعاب به سمت  ديگران گسترده ميشوند .

·      در حالت ارعاب به تندی و مستقيم به سمت جلو حركت ميكنند.

·      برای بيان راحتی و دوستی به آرامی و به شكل منحنی حركت ميكنند .

       

  • دستها 27 قطعه استخوان دارند و گوياترين بخش از بدن هستند آنها به ما قابليت عظيمی برای كنترل دنيای اطرافمان ميدهند .
  • بعد از صورت دستها احتمالا مهمترين منبع زبان بدن است .

دست نگهدارنده

  • دستها به شكل فنجان در ميآيند و در اين حالت نماد ظرف را تداعی ميكنند و در اين شكل دست به تنهايی يا جفت نشانه دريافت بخشی از يك چيز است .
  • دستهای مظروف می توانند نشانه ظرافت ، نازك انديشی ، دقت و يا دريافت يك ايده شكننده باشند .
  • دست در حالت قبل برای بخشندگی نيز بكار ميرود .
  • چنگ شدن دستها انحصارگری و چنگ انداختن به ماديات را ميرساند و نشانه ميل به داشتن چيزی و بدست آوردن يك خواسته است .
  • يكی از وي‍‍ژگيهای دست اين است كه يكديگر را نگه ميدارند به گونه ای كه به نظر می آيد يكی ميل به حركت و ديگری ميل به مراقبت از دست ديگر دارد ، اين حالت زمانی شكل ميگيرد كه فرد در حال استراحت است و در حالتی كه با فشار همراه است به معنی خودداری از حمله به ديگران است .

·        هر يك از دستها ميتوانند علائق متفاوتی را نمايش دهند ، برای مثال يك دست مشت شود برای حمله به ديگران و ديگری حالت دفاع را به خود بگيرد .

·        كسانی كه در حال دروغ گفتن هستند دستهای خود را كنترل ميكنند و آنها را مهار مينمايند .

·        وقتی شيئی را در دست ميگيريم ، ناخودآگاه آنرا جزو شخصيت خود قرار ميدهيم .

·        نگهداشتن اشياء در دست نشانه اهميت آنها در نزد ما ميباشد .

·        دستها چيزهای نا پسند را به صورت نمادين به دور مياندازند.

·        بازی دست با اشياء ممكن است نشانه هيجان و اضطراب باشد .

·        دست در حالت قائم و كف دست رو به ديگران دستور توقف ميدهد .

·        دست دادن قسمتی مهم از تهنيت گفتن به ديگران است ، وقتی صورتهای مختلف دارد ، در وجه سلطه جويی دست دادن طولانی با دستی كه در بالا قرار گرفته است ، در صورت صميمانه دراز كردن سريع دست و نگه داری كش دار دست در دست طرف مقابل ، البته اين شكل از دست دادن گاهعی حالت خدعه و عدم صداقت را نيز در خود دارد ، دستی كه در پايين قرار ميگيرد نشانه ضعف و قبول انقياد است مخصوصا اگر با پس كشيدن سريع دست همراه باشد . در موقعيت برابر دستها به صورت عمود به سمت يكديگر حركت ميكنند .

·        دست ابزار بسيار جالبی برای طراحی مجازی يك شكل در فضا است ، ما از طريق حركت دست  فضا را حكاكی ميكنيم .

·        دست با حركات خود بزرگی و كوچكی اشياء را نمايش ميدهد .

·        حركات تند دست در فضا ميل به حمله و دفاع را نمايش ميدهد .

·        دست ابزار مجازی مخفی نمودن است ، وقتی دستها به روی گوش ، چشم و دهن قرار ميگيرند ميل به اختفاء و امتناع را نمايان ميكنند .

·        كف دست باز برای ارائه چيزی به ديگران است ، كف دست بسته شده پنهان كردن چيزی را نمايان ميكند ، كف دست باز رو به پايين دعوت به آرامش ميكند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن محمدپور در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:59 |

 

     "هر تولد نشانه اشتیاقی است که زندگی به خویشتن دارد ."

     "هر انسانی برای شروع ماجرایی جدید در عالم هستی پا به این جهان میگذارد ." 

    ماجرا درست از زمانی شروع  میشه که پا به این دنیا میگذاریم و مثل یک محصول توی خط تولید تقدیر  پیش میریم . تو هر مرحله ای از زندگی ی جورایی مونتاژ میشیم ، رنگ میشیم و  آخرش با مدلهای جور وا جور وارد بازار زندگی میشیم.

   البته بعضی ها فکر میکنند توی این هزار راه حوادث و ماجرا  خود ساخته اند ولی اگه کلاهشون رو قاضی کنند میفهمند که تا عناصر و موادی که تو مغزشون اثر گذاشته از تقدیرشون تاثیر گرفتند. 

    و باز البته ما خيلي نقشه ها واسه خودمون ميكشيم ،كلي پازل از اين ور اون ور فراهم ميكنيم تا باهاش زندگيمون رو بسازيم ولي غافليم از اينكه اين پازلها ميتونند جون بگيرند و هر كدوم بشن مامور تقدير زندگيمون تا نهايتاً ما رو برسونن به سرنوشتي كه برامون رقم خورده .

+ نوشته شده توسط حسن محمدپور در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 11:26 |


Powered By
BLOGFA.COM